خبرگزاری دانشجویان ایران خبری را درباره آمار دختران جهان عرب که تا سنین بالاتر از عرف جامعه، هنوز ازدواج نکرده‌اند، منتشر و در متن خبر از عبارت “ترشیده” برای توصیف این دختران استفاده کرده است؛ دخترانی که در سوریه به دلیل جنگ و مصایب آن فرصت ازدواج نداشته‌اند یا در لبنان و مصر و امارات، بسیاری از آنان به دلایل مختلف، همسر مناسب پیدا نکرده‌اند. خبرآنلاین، تابناک و فردانیوز نیز پیش از این از لفظ “پیردختر” برای اشاره به موضوعات مشابهی استفاده کرده‌اند.

 

به گزارش مهرخانه، “پیردختر” اصطلاحی است که در آن با انتخاب لفظ دختر به جای زن، بر محروم بودن از ازدواج تا سنین بالا تأکید می‌شود. پیری معمولاً در این اینجا کنایه از همان دیر شدن ازدواج است نه پیری مرسوم که به افراد بالای ۶۰ سال اطلاق می‌شود.

 

در این اصطلاح، وقتی در مقام توصیف پدیده‌های اجتماعی به کار می‌رود، نوعی حس ترحم و تحقیر وجود دارد و در مقام اشاره به یک فرد علاوه بر ترحم و تحقیر، نوعی تجاوز به حریم شخصی نیز محسوب می‌شود؛ به این معنا که موضوعی را علنی می‌کند و فریاد می‌زند که شاید فرد مورد اشاره تمایلی به علنی کردن آن نداشته باشد. با این وجود، بار توهین‌آمیز آن به اندازه عبارت “ترشیده” نیست.

 

“نرشیده” در فرهنگ ایرانی از قدیم‌الایام برای تحقیر و تمسخر دخترانی استفاده می‌شده که به دلایل مختلف شانس ازدواج نداشته و تا سنین بالا بدون همسر زندگی کرده‌اند؛ عبارتی که به تنهایی گویای نوع نگاه به زنان و ارزش‌های وجودی آنان در فرهنگ ماست. مسلماً زنان و مردان براساس طبیعت انسانی تمایل به تشکیل زندگی و ورود به رابطه زوجیت دارند و حاصل نشدن این هدف، خواست و پسند هیچ‌کس نیست؛ به‌خصوص زنان که حتی با وجود عوارض سبک‌های زندگی جدید و تمایل بیشتر مردان برای تجرد و نپذیرفتن مسئولیت زندگی و رفع نیازها خارج از چارچوب ازدواج، همچنان تشکیل زندگی پایدار و وفادارانه را ترجیح می‌دهند؛ اما مشکلات فردی و شرایط اجتماعی ممکن است بعضی از زنان و مردان را از این حق و نیاز طبیعی محروم کند.

 

در فرهنگی که از این عبارات برای خطاب قرار دادن زنان ازدواج‌نکرده استفاده می‌کند، زن از یک سو در صورتی که منتخب و پسند مردی نباشد هیچ جایگاه و ارزش وجودی دیگری ندارد و از سوی دیگر عاملیت و فاعلیتی برای رد کردن درخواست‌های ازدواجش ندارد؛ یعنی این گزینه اصلاً به حساب نمی‌آید که زن به دلایلی مجبور بوده تقاضای موجود و بعضاً متعددش را برای ازدواج رد کند؛ اگر زنی ازدواج نکرده الا و لابد پیشنهادی نداشته و به همین دلیل هم مستحق تحقیر و تمسخر است.

 

میزان شرم‌آور بودن چنین تفکر و نگاهی نیاز به تبیین و توضیح ندارد و هر انسان شریفی این نوع اهانت را ناپسند و مشمئزکننده می‌یابد.

 

طبیعتاً تغییر یک فرهنگ ریشه‌دار زمان زیادی می‌برد، اما لااقل از مجموعه‌هایی که در مقام تولید محصولات فرهنگی برای جامعه هستند، انتظار می‌رود در سطحی فراتر از فرهنگ عمومی‌ عمل کنند. شاید برای یک خبرگزاری و مجموعه‌های غیر تخصصی در حوزه مسائل زنان، انتظار زیادی باشد که بخواهیم علاوه بر ترجمه یک خبر نسبت به تحلیل و اعتبارسنجی آمار و ارقام شاذ آن نیز اقدام کنند، اما قطعاً انتظار به حقی است که چنین مجموعه‌هایی را در مقام فرهنگ‌سازی و دقت در انتخاب واژه‌ها ببینیم نه همراهی با بعضی خطاهای فرهنگی ریشه‌دار.

کوتاه شده از مهرخانه / ۹۲٫۱۰٫۹